تبلیغات اینترنتیclose
به انتظار نشستن، در انتظار نشستن ( سید مهدی موسوی )
پیچک ( سید مهدی موسوی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

به انتظار نشستن، در انتظار نشستن

کنار یار نبودن، بدون یار نشستن

 

وهیچ چیز مهم نیست، که هیچ چیزمهم نیست

و سوگوار پریدن که سوگوار نشستن

 

بهار را سپریدن! به انتظار زمستان

تمام طول زمستان که تا بهار نشستن

 

دو «میم» در وسط قلب، دو کنده کاری چاقو

میان قلب درختان به یادگار نشستن

 

دو نقش، قالی بی رنگ، برای بافتن مرگ

از ابتدای تولّد کنار دار نشستن

 

هراس تا ابد ازموج، همیشه ترس که ازاوج

فقط کناره گرفتن، فقط کنار نشستن

 

شبیه یک گل عاشق، شبیه پرده دریدن

اگر چه بلبل بودن، کنار خار نشستن

 

همینکه خوب بدانی که هیچ وقت نیاید

همینکه تا ابدالدّهر سر ِ قرار نشستن

 

و کرم های قدیمی... و دست هرزه ی موعود

چرا رسیدن و دیدن؟! چرا به بار نشستن؟!

 

همیشه فرق نمودن، همیشه زنده نبودن

کنار «ایست» دویدن، دم ِ فرار، نشستن!

 

تو مرده ای یا زنده، تو زنده ای یا مرده

برای فاتحه ی خویش سر ِ مزار نشستن

 

که هیچ کار نکردن، که هیچ کار نکردن

که هیچ کار نکردن، به اختصار: نشستن

 

که هیچ چیز نبودی، که هیچ چیز نداری

درون خویش شکستن... و زار زار نشستن

 

زنی که می رسد از راه... و روی ریل قدیمی

و روی ریل قدیمی که تا قطار نشستن

 

 

سید مهدی موسوی 
 

http://www.tarane-soraha.com/forum/thread-787-page-3.html

برچسب ها : ,

موضوع : موسوی 5, | بازديد : 718