تبلیغات اینترنتیclose
امشب شب جمعه ست,... و تو غمگینی ( سید مهدی موسوی )
پیچک ( سید مهدی موسوی)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

امشب شب جمعه ست,... و تو غمگینی
من در کنارت هستم و من را نمی بینی


هی عکس ها دور سرت در گریه می گردند
"آهنگران", "چمران", "جهان آرا" و "آوینی"


یادت می آید: " قرمه سبزی دوست دارم با ..."
از انعکاس عکس گنگت داخل سینی


"احمد" پدر را اشتباهی محض می داند
خط می زند "زهرا" مرا از دفتر دینی!


تو مثل سابق پیش من با چادر ی گلدار
با آن دهان و چشم و ابرو و لب و بینی _


در رکعت سوم به شک افتاده ای انگار
و پشت شیشه می زند باران سنگینی!


دارند می پوسند با تو, با زمان, با عشق
بر روی میز کار من گل های تزئینی


از من چه مانده جز دو تا تصویر بر دیوار
یک رادیو, یک خاطره, یک فرش ماشینی


شب ها میان سجده می آیی به آغوشم
اما نمی فهمد تو را این شهر پایینی!


تا صبح گریه می کنم در عطر موهایت
سر را که بالا می کنی من را نمی بینی...

 

سید مهدی موسوی

برچسب ها : ,

موضوع : موسوی 6, | بازديد : 783